چطور با خیانت در رابطه زناشوئی روبرو شویم ( قسمت دوم )
5 آذر 1401

چطور با خیانت در رابطه زناشوئی روبرو شویم ( قسمت دوم )

در این مقاله ، قسمت دوم تجربه نویسنده درباره پیامدهای خیانت در رابطه ، مواجهه با آن و ترمیم رابطه بر اساس روش گاتمن برای بازسازی اعتماد از میان رفته ، شرح داده می‌ شود . درک می کنیم که شاید برای برخی که هنوز با آسیب های ناشی از خیانت در رابطه زناشوئی درگیر هستند مطالعه این نوشته و عملی کردن توصیه های ارائه شده و این که بیشترین سعی و تلاش خود را برای داشتن قضاوت درست درمورد این مطلب به کار بگیرند ، سخت و دشوار باشد . در ضمن تجربیات و نظراتی که در این مقاله عنوان شده اند لزوما دقیق و درست نیستند و فقط دیدگاه راوی را بیان می کنند .

نوشته :Brandon Leuangpaseuth:
زمان تقریبی مطالعه : ۱۷ دقیقه
ترجمه و تنظیم :دکتر افسانه وکیلی و سهیل خوش بیان

حتی بعد از یک میلیون سال فکر هم نمی کردم که به همسرم خیانت کنم . همیشه خیانتکاران را به خاطر سست عنصری و خودخواه بودن سرزنش می‌کردم و درباره اهمیت وفاداری در رابطه به عنوان فضیلتی ارزشمند ، سخنرانی و موعظه می کردم و حالا ، خودم خیانت کرده بودم . از این که چطور توانستم دست به چنین کاری بزنم دچار گیجی و سردرگمی شده بودم .‌ چه بر سر من آمده بود ؟ چقدر آدم مزخرف و ناجوری هستم ! من خودم با شرمندگی به همسرم اعتراف کردم که چنین کاری انجام داده ام . تصمیم گرفتیم که به رابطه ادامه بدهیم و به ما توصیه شد که کتاب « عشق پایدار – شیوه های بنا کردن اعتماد و پیشگیری از خیانت » [ ۱ ] نوشته دکتر جان گاتمن را مطالعه کنیم . اولین قدم هایی را که در کتاب مشخص شده بود باهم طی کردیم تا متوجه بشویم باید این رابطه را ادامه بدهیم یا خیر و بررسی کردیم که این زندگی ارزش حفظ کردن دارد یا نه ‌و اینکه احتمال بروز مجدد خیانت در آینده چقدر خواهد بود . بعد از تکمیل این مرحله ، تصمیم گرفتیم که گام های بعدی را برای استحکام دوباره حس اعتماد متقابل ، برداریم . در قدم بعدی ، من و همسرم روش دکتر گاتمن را برای اعتماد سازی دوباره به کار بردیم .

شرح روش دکتر گاتمن برای ایجاد اعتماد مجدد

این رویکرد سه مرحله دارد که از تجربیات دکتر گاتمن که به عنوان مشاور به زوج های بسیاری کمک کرده تا وفاداری نسبت به یکدیگر را دوباره ایجاد کنند ، به دست آمده است . این روش امتحان خود را پس داده و موفقیت زیادی در التیام رابطه پس از خیانت کسب کرده است . ضمن اینکه هیچ چهارچوب زمانی مشخصی برای تکمیل این مراحل تعریف نشده است . این رویکرد سه رکن اساسی دارد ، همدلی ، هم زبانی و هم نوازی :

مرحله اول : همدلی

همسر من بعد از اینکه فهمید به او خیانت کرده ام ، همه خشم و ناراحتی و نا امیدی فرو خورده خود را متوجه من کرد و تا چند ماه من را بی‌رحمانه هدف حملات تند انتقاد خود قرار داد و مرتب خطا و اشتباهم را به رخ می کشید . در این مرحله از بازیابی اعتماد و بر اساس روش دکتر گاتمن ، این طرف خطا کار است که باید مسئولیت اشتباه خود را کاملا بپذیرد و کار ناپسند خود را جبران و اصلاح کند ‌و عواقب اعمال خود را بدون اتخاذ واکنش دفاعی قبول کند .‌ اگر فرد خطاکار طرف مقابل را برای خیانت خود مقصر بداند و بهانه تراشی کند و یا اگر کسی بخواهد مقابله مثل و تلافی کند ، رابطه ترمیم نخواهد شد .‌ شخصی که مر‌تکب خیانت شده است برای ایجاد اعتماد دوباره مشکل خواهد داشت و مورد تهاجم قرار می گیرد . باید مرتب به خطای خود اعتراف کند . در این مرحله طرفی که مورد خیانت قرار گرفته واقعا زجر و خشم بسیاری را تحمل می کند . به راستی این دشوارترین گام برای گذر از این وضعیت است و دوره پر فشار و استرسی باید طی شود . همسرم هر روز یاد آوری می کرد که به او خیانت کرده ام و زخم زبان او را تحمل می کردم و به نظر نمی رسید که اوضاع بهتر شود . تهدید به طلاق از سوی او تبدیل به عادت شده بود . مسئله خیانت در هر مرافعه یا مناقشه ای به میان آورده می شد . همسرم به این حربه برای برتری و پیش افتادن در هر مجادله و ستیزه ای متوسل می شد ‌. حتی وقتی چیزی را می خواست که هیچ ربطی به داستان خیانت نداشت و از این موقعیت به عنوان برگ برنده برای سو استفاده ، بهره برداری می کرد . از این که مرتب من را تحقیر می کرد و از کارهای من ایراد می گرفت خسته شده بودم . خیلی پیش آمد که احساس کردم که می خواهم همه چیز را رها کنم و کنار بکشم . این قسمت از کار مسلما یک آزمون جدی برای پایداری و استواری رابطه ما بود .‌ قبل از مرحله همیشه به این فکر می کردم که چرا هر موقع همسرم از من عیب‌ جویی می کرد من به او خیانت می کردم . حملات او من را وا می داشت که تلافی کنم و طبیعی بود که احساس کنم که هر بار سیل خروشان خشم به سوی من روانه می شد ، باید از خود دفاع کنم . اما بعد از استفاده از تکنیک گاتمن ، توانستم تا با تخلیه شدید احساسات همسرم با آرامش بیشتری برخورد کنم ‌. هر دفعه که این انفجار خشم و خروش روی می داد ، من به سادگی مسئولیت همه کاری را که انجام داده بودم به عهده می گرفتم و از اینکه او را آزرده بودم ، عذر خواهی می کردم . انجام این کار برخی اوقات خیلی سخت بود چون گاهی خشم او حد و اندازه نداشت . اما پس از اینکه خودم مسئولیت همه اتفاق ها را پذیرفتم ، زبان تند و تیز او کم کم آرام گرفت . اگرچه طرف خیانت پیشه باید همه مسئولیت را بپذیرد ، اما نقش کسی که مورد بی وفائی قرار گرفته هم محوری و مهم است . او باید با مهربانی شریک زندگی خود را ببخشد و گذشت کند و اگر طرف مقابل تلاش کرد کار غلط خود را جبران کند باید همکاری و کمک کند که این گذشته فریبکارانه پشت سر گذاشته شود . برای این امر ، لازم است که بداند خیانت از کجا شروع شد . کسی که خیانت کرده است باید شفاف توضیح بدهد که چرا آن فرد به خصوص را انتخاب کرده و با دقت و ذکر جزئیات شرح بدهد که این اتفاق چطور افتاده است . به زبان آوردن این مسائل اصلا آسان نیست . روشن کردن همه ابعاد موضوع می تواند دردناک باشد اما برای اینکه طرف آسیب دیده بتواند دیگری را ببخشد ، ضروری و لازم است .‌ همسرم در مورد همه جزئیات مربوط به خیانت من پرس و جو کرد تا اینکه توانست نسبت به اتفاقی که افتاده بود حس بهتری داشته باشد .‌ دوباره تاکید می کنم که بسیار مفید است این گفتگو با هدایت و تحت نظر یک درمان گر انجام شود چون احتمال دارد کسی که مورد خیانت قرار گرفته است به راحتی از کوره در برود و طرف مقابل را مورد حملات تند کلامی قرار دهد .‌ صحبت کردن درباره اینکه دو طرف چطور باید بر روی بهتر کردن رابطه کار کنند وقتی سودمند و خوشایند خواهد بود که هیچ کس بر سر دیگری فریاد نزند . اینکه هر دو نفر متوجه بشوند که علت خیانت چه بوده اهمیت زیادی دارد و در اینجا درمان گر می تواند در این امر مهم ، تسریع ایجاد کند . طعم شیرین وفاداری هنگامی مزمزه می شود که بتوان آن را ثابت کرد . می توانید بارها و بارها به شریک عاطفی خود اقرار کنید تا زمانی که نفس در سینه و خون در رگها دارید ، به کسی جز او فکر نمی کنید اما تا زمانی که این موضوع را در عمل ثابت نکنید ، طرف مقابل همچنان بی اعتماد باقی می ماند . پس ، چطور می توانید به او نشان بدهید که هرگز دوباره به او خیانت نخواهید ‌کرد ؟ گاتمن می گوید اعتماد وقتی می تواند دوباره ایجاد شود که همیشه هر کاری که می کنید یا هر جائی که هستید را به طرف مقابل اطلاع بدهید تا اطمینان او جلب شود . این یعنی او باید به هرچه که‌ در زندگی خصوصی شما می گذرد ، مثل موجودی کارت های بانکی ، سوابق ، پیام ها ، برنامه روزانه و هر چیز دیگر دسترسی و اطلاع داشته باشد . اگرچه این ممکن است زیاده روی و دخالت در حریم شخصی به نظر برسد اما برای من که نتیجه داد . اوائل ، با این مسئله مشکل داشتم و احساس می کردم حق دارم که حریم خصوصی داشته باشم و از اینکه پیام ها یا مشخصات محلی که مستقر بودم را در اختیار کسی قرار بدهم امتناع می کردم اما بالاخره راضی شدم که سهم خودم را تقبل کنم ‌ .‌ در این مرحله تا حد امکان تلاش کردم که روی حرف خود بمانم . این یعنی اگر به همسرم می گفتم در کجا و کی او را ملاقات می کنم ، درست در همان مکان در همان ساعت و دقیقه حاضر بودم و نه هیج جای دیگری .‌ یکی از دشوارترین قسمت در طی این مرحله این بود که احساس اسارت و حقارت می کردم و از اینکه مدام در تمام طول مدت روز به همسرم بگویم کجا هستم ، بیزار بودم . اگر فراموش می گردم که به او اطلاع بدهم الان کجا هستم و چه کار می کنم ، به شدت مورد سرزنش و نکوهش قرار می گرفتم . انگار که در زندان هستم .‌ در این مدت ، هر زمان که احساس دلسردی و نا امیدی می کردم ، می دانستم که در برابر ایجاد این وضعیت مسئول هستم و نداشتن آزادی را به جان می خریدم . همسرم به موقعیت مکانی من در گوشی تلفن همراهم دسترسی داشت ، بنابر این آگاه بود من در هر لحظه کجا هستم و مدام می خواست پیام های من در شبکه های اجتماعی را بررسی کند . این موضوع به من اطمینان خاطر می داد که دوباره به او خیانت نخواهم کرد . طرف آسیب داده واقعا باید احساس امنیت داشته باشد که مسئله خیانت تکرار نخواهد شد و پیوسته شواهدی دریافت کند که شریک عاطفی او همچنان وفادار است و کسی که خیانت کرده باید مدتی از حریم شخصی و برخی موارد مانند مهمانی ها و پرسه زدن های شبانه بگذرد تا وقتی که اعتماد دوباره ایجاد شود . مجددا تاکید می کنم شخصی که به او خیانت شده است باید در برابر شریک عاطفی خود بخشش و شکیبایی داشته و آماده همکاری باشد . درست است که طرف مقابل کار اشتباهی انجام داده اما حداکثر تلاش خود را به کار گرفته تا رفتار خود را تغییر بدهد .

مرحله دوم : هم زبانی

در این مرحله ، پس از اینکه زوجین توانستند کمی نسبت به یکدیگر گذشت و بخشش داشته باشند ، باید بر روی ایجاد رابطه ای جدید تمرکز کنند .‌ هر دو طرف بایستی درک کنند که با تکیه بر رابطه گذشته نمی توان خواسته ها را بر آورده و مشکلات را حل کرد . اکنون ، برای رفع نیازها و بر طرف کردن معضلات ، باید توجه بر روی راهبردهای جدید باشد . دکتر گاتمن هم زبانی را به عنوان :

داشتن تمایل و توانایی برای درک و ادای احترام به دنیای درونی شریک عاطفی

تعریف کرده است . او اعتقاد دارد مطرح کردن نقاط ضعف ، باعث می شود طرف مقابل احساس تنهایی و دیده نشدن پیدا نکند . یکی از تکنیک های موثر برای اینکه همسران بتوانند اختلافات را در مسیر درست هدایت کنند و احساسات خود را بیان و ابراز نمایند این است که هر شب زمانی را صحبت در مورد اتفاقاتی که‌ در طول روز افتاده ، اختصاص بدهند . این روش برای ایجاد اعتماد دوباره ، با خبر شدن از حال یکدیگر و برقراری مجدد ارتباط مفید است . من و همسرم از این شیوه برای مطرح کردن و حرف زدن درباره احساسات خود استفاده کردیم .‌ ما جملاتی را که با ضمیر « تو » شروع می شود مثل :

– تو خیلی خودخواهی

را از واژگان خود حذف کردیم و آن را با عباراتی جایگزین کردیم که با ضمیر « من » آغاز می شد همچون :

– من خیلی ناراحت و عصبی میشم وقتی تو وسط چر و بحث بلند میشی میری .

همینطور ، زمانی که یکی از ما ناراحت و آزرده می شود ، دیگری سوالاتی با پایان باز از او می پرسید تا ببیند حس و حال او چطور است ‌ . این پرسش ها که پایان باز دارند بسیار مهم هستند چون راه را برای ما باز می کنند تا افکار و احساسات خود را ابراز و بیان کنیم تا اینکه گفتگو پیش از آنکه حتی آغاز شود در نطفه نابود گردد .‌ مثلا به جای اینکه بگوییم :

– تو از دست من عصبانی هستی ؟

می پرسیم :

– چرا ناراحتی ، چیزی شده ؟

اینکه در شیب تند انتقاد و سرزنش به سمت طرف مقابل غلت بزنیم یا در جر و بحث ها درباره خیانت موضع منفعلانه و پرخاشگرانه اتخاذ کنیم ، خیلی راحت و آسان است اما استفاده از تکنیک های فوق کمک کرد که فضای مطلوب و موثری برای گفتگو ایجاد شود . بیان و بروز احساسات و داشتن آگاهی درباره عواطف یکدیگر حس ارتباط میان ما دو نفر را تقویت کرد . باید اضافه کنم که ابراز احساسات آسیب دیده ، جنبه ای کلیدی از این مرحله است . چیزی که در مرحله برای من از همه دشوارتر گذشت ، ابراز و افشاء احساسات خودم بود . فرهنگ خانوادگی ما به من یاد داده بود باید احساسات خودم را پنهان کنم و آنها را بروز ندهم . اگر در آن جامعه سنتی مردسالار چنین می کردم ، ضعیف و نامرد خطاب می شدم . بنابر این علاقه ای نداشتم در مورد احساسات خودم حرف بزنم و این کار برای من سخت بود . به علاوه ، نگرش من به مسائل ، منطقی و مبتنی بر روش های حل مسئله بود .‌ عادت داشتم به جای اینکه در مورد احساسی که داشتم صحبت کنم ، مسئله و مشکل را حل کنم . هر موقع که همسرم می خواست هیجانات خود را تخلیه کند ، من از کوره در می رفتم . با گذشت زمان ، متوجه شدم او فقط قصد دارد احساسات خود را ابراز کند و به دنبال حل هیچ مسئله ای نیست . با بکار گرفتن این رویکرد ، توانستیم احساسات یکدیگر را بیش از پیش درک و هدایت کنیم و قابلیت من در ابراز احساسات بهبود پیدا کرد . این موضوع به ما کمک کرد که ارتباط بهتری برقرار کنیم و اعتماد و اطمینان از دست رفته را دوباره پیدا کنیم . صحبت درباره احساسات آسیب دیده نیازمند شجاعت بسیار است . یک درمان گر می تواند به شما کمک کند احساسات خود را به سلامت بیان کنید و بروز این هیجانات را به عادتی در شما بدل کند . دوطرف باید افکار و احساسات عمیق و تمایلات و خواسته های خود را بیان کنند ‌ .‌ در این مرحله است که واقعا اعتماد زیادی بین دو طرف ایجاد می شود . بروز دادن احساس نا امنی ، ترس و آرزوها به ما کمک می کند احساس کنیم ارتباط بهتری باهم برقرار کرده ایم و در نتیجه صمیمیت بیشتری شکل می گیرد و اعتماد و اطمینان به یکدیگر قوت می گیرد .

مرحله سوم : هم نوازی

آخرین مرحله برای بازیابی اعتماد از دست رفته با رابطه جنسی ، در پیوند است ‌. موضوع مهمی که پس از خیانت حتما باید در مورد آن صحبت کنیم . شاید حرف زدن درباره این مسئله شاق و بسیار مشکل باشد چون طبیعتا وقتی با کسی که مورد خیانت قرار گفته است از صمیمیت فیزیکی حرف بزنیم ، درحس خشم و انزجار و ترس فرو می رود . به خصوص برای همسر من ایجاد دوباره صمیمیت فیزیکی فوق العاده سخت و سنگین بود چون من در نظر او مشمئز کننده دیده می شدم . نمی توانست با من رابطه جنسی داشته باشد بدون اینکه تصویری از خطای گذشته من به ذهن او متبادر نشود ‌.‌ ارتباط جنسی که برای هر دو طرف سرشار از لذت باشد برای شروع دوباره رابطه ضروری و لازم است . برای اینکه این آسیب روانی پشت سر گذاشته شود ، دکتر گاتمن توصیه می کند که همسران به طور مرتب و منظم درباره رابطه جنسی باهم صمیمانه حرف بزنند . در مرحله قبل ، درباره موضوعاتی که خیلی شخصی و خصوصی بودند صحبت کردیم . حالا ، در آخرین مرحله ، رابطه جنسی را هم در گفتگوهای خود وارد کردیم تا بدانیم شریک زندگی ما در رختخواب چه احساسات و نظراتی دارد و چه چیزی را ترجیح می دهد . داشتن رابطه جنسی لذت‌بخش و صمیمانه مستلزم ارتباطی درست و موثر است . اگر زوجین درباره خواسته ها و نیات خود درست صحبت نکنند از همخوابگی رضایت نخواهند داشت . یاد بگیرید از طرف مقابل بخواهید که بگوید به چه چیزهایی در رختخواب علاقه مند است . دکتر گاتمن فهرست متنوعی از سوالات در را مورد موضوعاتی متنوعی از رابطه جنسی طرح کرده است که همگی آنها در کتاب مذکور مورد اشاره قرار گرفته اند . ما سعی ‌کردیم که سوالات درباره رابطه جنسی را در گفتگوهای روزمره خود وارد کنیم . هر دو در مورد توقعات جنسی هم در قالب سوالاتی که در صحبت های صمیمانه مطرح می شد ، کسب اطلاع می کردیم . اما چیزی که در مرحله دشوار به نظر می رسید این بود که همسر من در ورود به رابطه جنسی دچار معضل بود . این تصویر از من که در حال خیانت به او بودم مثل ابری خیالی فضای بالای سر او را احاطه کرده بود . اینکه من با فرد دیگری رابطه جنسی داشته ام به او حس چندش می داد . اما روش دکتر گاتمن مفید بود چون این صحبت ها باعث شد ارتباط عاطفی ما باهم کم کم بهبود پیدا کند ‌. ما در مورد توقعات جنسی یکدیگر از هم و اینکه چطور می توانیم نیازهای جنسی هم را ارضاء کنیم ، با لذت و سر خوشی حرف زدیم . حالا دوباره می توانستیم از سکس لذت ببریم ‌ بدون اینکه خطاها و اشتباهات گذشته مانعی ایجاد کند . اینکه فرا بگیریم درباره مسائل جنسی با هم ارتباط برقرار کنیم یک مهارت مهم است و همینطور که همسران بر پیامدهای خیانت گذشته غلبه می کنند ، ببشتر تقویت می شود .

جامعه ما خیانت را به عنوان نشانه و علامتی برای از کف دادن اصول انسانی و ارزش های اخلاقی در برابر وسوسه های نفسانی قلمداد می کند اما در واقع تحقیقات نشان می دهند که اکثر خیانت کاران انگیزه های شهوانی ندارند . چنانچه رابطه ای مستحکم باشد و نیازهای هر دو طرف بر آورده شود ، آتش هوا و هوس در خارج از رابطه شعله ور نخواهد شد . اگر رابطه شما خواسته ها و انتظارات را بر آورده نمی کند ، باید ارتباط بهتری برقرار کنید و با هم برای پیدا کردن راهی امن برای این منظور تلاش کنید نه اینکه سعی کنید مسئله را با خیانت رفع و رجوع کنید . زحمت و مرارت بسیاری لازم است تا بر حس بی وفایی چیره شوید ، اما اگر هر دو شما مصمم هستید ، امیدوارم که در طی این مسیر ، بهترین ها در انتظار شما باشند .

من دکتر افسانه وکیلی و همکارانم در مرکز مشاوره مهر به شما کمک می کنیم که در مواجهه با خیانت در رابطه عاطفی ، در مورد ادامه زندگی مشترک به درستی تصمیم گیری کنید و راه دشوار و ناهموار بازسازی اعتماد و اطمینان متقابل را تا بازگشت رابطه به روزهای شادی و خوشبختی ، به سلامت و با رضایت خاطر طی کنید .

منبع :

Reviving Trust After an Affair (part 2)

مرجع :

[ ۱ ] گاتمن ، جان‌ مردخای و سیلور ، نان ، ( ۲۰۱۲ ) ، عشق پایدار : شیوه‌های بنا کردن اعتماد و پیشگیری از خیانت – رمز و رازهایی از آزمایشگاه عشق ، ترجمه هاشم پوریامهر ، ( ۱۴۰۰ ) ، نوبت دوم ، انتشارات دانژه .

گردآوری و تنظیم : مرکز مشاوره و روانشناسی مهر

مترجم : دکتر افسانه وکیلی و سهیل خوش بیان

کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکز مشاوره و روانشناسی مهر بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است .

سایر مقالات