24گام فرو لغزیدن به دره بی اعتمادی و خیانت
2 آذر 1401

24گام فرو لغزیدن به دره بی اعتمادی و خیانت

در این مقاله مراحلی که یک رابطه منجر به به بی وفایی و خیانت زوجین می شود را مورد بررسی قرار می دهم . و علایم هشداردهنده ای که باید به آن توجه شود که می تواند از پیشرفت این عامل مخرب ازدواج پیشگیری کند را ارایه می کنم . خواندن این مقاله را به همه زوجین پیشنهاد می کنمئچون هزینه های عاطفی خیانت بسیار سنگین و درمان آن به سختی انجام می شود و در برخی از موارد منجر به طلاق عاطفی و جدایی خواهد شد.

نویسنده :دکتر افسانه وکیلی

اعتماد و تعهد تار و پود زندگی با معنی ، شاد و پایدار در زندگی زناشویی است .بی اعتمادی و خیانت یک شبه ایجاد نمی شود .پایه های زندگی به آسانی سست و لرزان و شکننده نمی شود و هیچکس با نیت و قصد و برنامه ریزی پایه های زندگی که با عشق و علاقه و اطمینان بنا کرده اند را تخریب نمی کند، بلکه بدلیل عدم آگاهی و شناخت صحیح از آسیبهای احتمالی رابطه در دام این بلای خانمان سوز می افتند . از این جهت است که داشتن آگاهی از اینکه چگونه خیانت و بی وفایی شکل می گیرد و آرام آرام و بی صدا مثل موریانه از درون تار و پود رابطه را از بین میبرد ضروری است .در اینجا به مراحل 24 گانه ای که منجر به این آسیب می شود را خدمتتان ارایه می دهیم که آگاهی و آموزشهایی در زمینه رابطه می تواند در پیشگیری از این آسیب کمک بسزایی کند.

گام اول – یکی از طرفین ، درخواست پیوند و رابطه عاطفی و یا جنسی دارد و در حالی که دچار احساسات وهیجانات منفی است و احساس خشم ، عصبانیت و یا غمگینی می کند ، طرف مقابل به این درخواست و احساس منفی او بی توجهی و بی اعتنایی می کند یا مخالفت می ورزد .
مرجان و همسرش به منزل مادر شوهر میروند . در انجا شوهرش با دخترعمویش وارد گفتگوی خصوصی می شوند و مرجان تازه عروس را تنها می گذارند و در گوشی با هم حرف میزنند. مرجان از اینکه به او توجه نمی کنند احساس تنهایی ،بی توجهی ، کم ارزشی می کند و از دست همسرش عصبانی و خشمگین می شود و به او اعتراض می کند و خشمش را بیجا می داند .شوهر تلاشی برای درک و همدلی با او نمیکند.

 

گام دوم – شریک زندگی ” مقایسه منفی ” انجام می دهد، که آغازی برای بی اعتنایی و جبهه گیری است .حسین همسرش شهین را با یکی از همکاران خانمش که ظاهر زیبا و فریبنده ای دارد ، خوش صحبت است و توجه ویژه ای به او می کند مقایسه می کند . آنها به تازگی صاحب فرزند شده اند و خانمش کمی افزایش وزن پیدا کرده، کم حوصله شده و وقت و توجه کمی نسبت به شوهر دارد .

اکنون اعتماد تضعیف می شود :

گام سوم – سیاست ” تو با من نیستی ” رخدادی عادی برای شریک زندگی می شود . ” کناره گیری” به مرور زمان جایگزین ” رو آوردن و توجه کردن ” می شود . حسین احساس می کند که دیگر شهین با من نیست .وقتی عصرها به خانه می آیم به استقبال من نمی آید ودیگه مثل قبل با من وقت نمیگذارد و همه توجهش به فرزندمان است.

گام چهارم – هر زمان هیجانات منفی شریک فعال می شود و درخواست پیوند می کند، ” از کوره در رفتن” و برانگیختگی فیزیولوژی اتفاق می افتد . گوش به زنگی مفرط نسبت به عدم پذیرش و طرد شدن، از جانب هر دو طرف شروع می شود . هر وقت حسین با کم توجهی شهین روبرو می شود برافروخته وعصبانی می شود ، خونش به جوش می آید و شروع به انتقاد و سرزنش و بهانه گیری می کند و شهین هم متقابلا با عصبانیت و دلخوری و خشم پاسخ می دهد و جنگ و مرافعه شروع می شود.

گام پنجم – در این درگیری ها احتمال ورود به منفی گرایی ، بیشتر از احتمال خروج از آن است . اثر بخشی اصلاح و ترمیم و مصالحه در خلال جو و شرایط منفی کاهش پیدا می کند . در حالتی که دو طرف در شرایط جنگ و درگیری و مرافعه قرار می گیرند و به لحاظ فیزیولوزیکی شدیدا برانگیخته می شوند امکان آرامش و پیدا کردن راه حل منطقی میسر نمی شود.و شروع به شمردن و بیان کردن خصوصیات و مطرح کردن دلخوریها و زخم های ترمیم نیافته قدیمی می کنند.

اینک میزان درگیری و احساس تنهایی بیشتر می شود :

گام ششم – زن و شوهرها کناره گیری از درگیری را شروع می کنند و ترجیح می دهند حرف نزنند و نیازهایشان را ابراز نکنند. ” از کوره در رفتن های ” دوره ای بیشتری ظاهر می شود که در اصل، رویدادهای ناراحت کننده ای هستند که به آنها پرداخته نشده است . بدین معنی که آنها برای پرهیز از درگیری و نزاع خواسته، نیازها و انتظارات خود را مطرح نمی کنند و مشکلات حل نشده باقی می ماند.

گام هفتم – زن و شوهر ها از بیان رنجش ها و از ” خود افشایی های منفی ” اجتناب می ورزند . رازهای کوچکی دارند که از همسرشان مخفی می کنند . فریب کاری شروع می شود.

گام هشتم – درخواست برای همسویی وهمراهی و درکنار هم بودن کاهش پیدا میکند و هرکس کار خودش را می کند و غرق در گوشی و لب تاپ و مشغولیتهای خودش می شود.

گام نهم – زن و شوهرها ( یا یکی از آن دو ) سرمایه گذاری عاطفی خود در رابطه را کمتر می کنند . قول های زیر پا گذاشته شده و غر زدن ها و بهانه جویی که به دنبال آن ها می آیند فراوان می شود .

گام دهم – وابستگی به رابطه برای برآورده کردن نیازها کمتر می شود . اعتماد کردن به دیگران ، به جای اعتماد کردن به شریک زندگی آغاز می گردد و ترجیح می دهند با دیگری حرف بزنند و درد دل کنند.

گام یازدهم – فداکاری برای رابطه کمتر می شود . جانشین سازی شروع می شود: چیزی را که در رابطه پیدا نمی کنند در جای دیگری پیدا می کنند .گفتگو با همکاران ،فامیل ها و دوستان دور و نزدیک ، پیدا کردن دوستان و محبوب ها و عشقهای دوران نوجوانی ،دوستان قدیمی دوران مجردی و اگر هیچکدام که نشد دوستانی که در شبکه های مجازی پیدا می کنند و سفره دلشان را برای آنها باز می کنند و ساعتهای متمادی غرق صحبت و رد و بدل کردن پیامکهای طولانی و همدلانه و محبت آمیز می شوند.

چهارسوار ویرانگررابطه پدیدار می شوند :

گام دوازدهم – صفات منفی شریک زندگی در ذهن شخص ” بیشینه سازی ” و بزرگ نمایی می شود . جبهه گیری و دفاع و مقابله به مثل غلبه پیدا می کند . شروع به ایرادگیری از ظاهر و غذا و لباس و خانه داری و بچه داری و تنبلی و فهم و شعورو هر آنچه تا حالا مورد انتقاد و ایراد نبودهمطرح می کنند و لب به انتقاد و تحقیر و توهین می گشایند .

گام سیزدهم – صفات مثبت شریک زندگی در ذهن شخص ” کمینه سازی ” و ناارزنده سازی می شود وبی ارزش و کم اهمیت جلوه می کند. عیب جویی غلبه پیدا می کند . زن و شوهرها مسئولیت هیچ یک از دشواریها و مشکلات مشترک را نمی پذیرند و مسیولیتها را به گردن دیگری می اندازد و طرف مقابل را مقصر می داند و انگشت اتهام را به طرف دیگری نشانه می گیرد.

گام چهاردهم – ” ناارزنده سازی ” جایگزین ” گرامی داشتن ” می شود . تحقیر کردن و کوچک شمردن غلبه پیدا می کند و ویژگیهای همسر را که تا کنون مورد ارزش و احترام بوده و به داشتن چنین شریک زندگی به آن می بالیدند بی ارزش می کنند.

” نظام معانی مشترک ” تضعیف می شود :

گام پانزدهم – زن و شوهرها کم کم شروع به ناارزنده سازی و بی ارزش کردن یکدیگر در حضور دیگران می کنند . تحقیر کردن و سرزنش آغاز می شود . فریب کاری و درغگویی غلبه پیدا می کند . ” داستان ما” منتفی می شود . و در مکالماتشان بیشتر از واژه “من ” استفاده می کنند .

گام شانزدهم – خشم و رنجش به خاطر آن چه که وجود ندارد جایگزین قدر شناسی و قدردانی به خاطر آن چه که وجود دارد می شود . فرد شریک زندگی اش را خود خواه می بیند . اعتماد به شریک زندگی کمتر می شود، و سکوت و کناره گیری آغاز می گردد .

گام هفدهم – احساس تنهایی در رابطه رشد پیدا می کند . آسیب پذیری در رابطه شروع می شود .
عشق، رابطه عاشقانه ،شور و اشتیاق ، و رابطه جنسی آسیب می بیند و کاهش می یابد .

گام هیجدهم – خودداری کردن شریک زندگی از رابطه جنسی ، جنبه تنبیهی به خود می گیرد. رابطه جنسی ، رابطه عاشقانه، شادی و سرگرمی، بازی، ماجراجویی، و ادب کاهش می یابد . نقشه عشق جنسی و نقشه عشق رویاهای مشترک آسیب جدی می بیند . تمایل جنسی کاهش، و استفاده از پورنو افزایش پیدا می کند .

خیانت پدید می آید :

گام نوزدهم – ” شناخت های به نفع رابطه ” کمتر و ” شناخت های بر علیه رابطه ” بیشتر می شود .

گام بیستم – یکی یا هر دو ، روابط فرا زناشویی اسرار آمیز جدیدی را در روابط جایگزین شده آغاز می کنند .

گام بیست و یکم – زن و شوهرها حصارها یا مرزهایی میان خود و دیگران را کمتر می کنند و با هرکسی دردل میکنند. به قول شرلی گلس : ” جای دیوارها و پنجره ها عوض می شوند” .

گام بیست و دوم – پنهان کردن اسرار از شریک زندگی ، بیشترو بزرگ تر می شود. فریب کاری و دروغ افزایش پیدا می کند .

گام بیست و سوم – فرد برای برآورده کردن نیازهای برآورده نشده در رابطه ، فعالانه به افراد دیگری خارج از رابطه رو می آورد .

گام بیست و چهارم – زن و شوهرها به خودشان اجازه می دهند مرزها و خط قرمزها را زیر پا بگذارند. خیانت واقعی آشکار می گردد. فریب کاری شیوه مرسوم زندگی می شود. شریک زندگی خیانت کار در فضای خیانت دست به ریسک های بزرگ تری نیز می زند.

 

من دکتر افسانه وکیلی و همکارانم در مرکز تخصصی ازدواج و تحکیم خانواده مهر در کنار شما هستیم تا به شما در ساختن یک رابطه سرشار از اعتماد و پر تدوام و شاد و پایدار کمک کنیم .قبل از اینکه آسیبی به رابطه تان وارد شود از اقدامات پیشگیرانه حرفه ای و تخصصی ما کمک بگیرید که پیشگیری بسیار کم هزینه تر از درمان است.

سایر مقالات