خشونت خانگی زنان ( تجربه هایی از درمان )

خشونت خانگی زنان ( تجربه هایی از درمان )

در این نوشتار با ذکر تجاربی از مشاوره به زنانی که مورد خشونت قرار گرفته بودند و بدنبال کمک برای مقابله و رهایی از خشونت بودند پرداختم و در انتها به انواع خشونت خانگی پرداختم. و در انتها توصیه هایی به زنان جهت خروج از این فشارهای روانی شد.

نوشته : افسانه وکیلی
به استقبال مراجعم از اتاق خارج شدم .زن جوانی را دیدم که عینک آفتابی درشتی به صورت داشت .با او سلام و احوالپرسی کردم و دعوتش کردم به اتاق مشاوره بیاید. بعد از نشستن علت مراجعه اش را جویا شدم عینکش را برداشت هاله ای دور چشمانش حلقه زده بود و ناگهان زد زیر گریه از او پرسیدم چطور این اتفاق افتاد . گفت این اولین بارش نبوده. دیگه خسته شدم تحملم تمام شده .نمی دانم چه کنم ؟هیچ کس را ندارم تو را به خدا کمکم کنید . خواستم بیشتر توضیح دهد چه کسی این کار را با او کرده، گفت شوهرم. اگه از مادرش گلگی کنم و بگویم با من چه می کند همیشه همین رفتار در انتظارم است .بعد از کمی بگو مگو از کوره در می رود و نمی تواند خودش را کنترل کند . چند ساعت بعد هم پشیمان می شود ولی چه فایده .
زهرا توسط روان پزشک ارجاع شده پرونده او نشان می دهد که دچار افسردگی است برای او یک سری داروی ضد افسردگی و خواب تجویز شده. از او می پرسم چند وقت است دچار این مشگل شده می گوید من دختر بسیار شادی بودم فامیل هیچ میهمانی را بدون حضور من برگزار نمی کردند می گفتند وقتی بیایی انگار موجی از انرژی مثبت و شادی را با خودت می آوری ولی از موقعی که ازدواج کردم روز به روز حالم بدتر می شود .از شوهرش بیشترپرسیدم گفت خیلی مهربان و خوب است هر چیزی که بخواهم برایم تهیه می کند هیچ چیزی در زندگی کم ندارم .تنها اشکالش اینست که اجازه دیدن خانواده ام را نمی دهد 6 ماه است که خانواده ام را ندیده ام بغضش می ترکد و اشک از چشمانش سرازیر می شود. فقط گاهی پنهانی مادرم به تلفن همسایه زنگ می زند و با او صحبت می کنم . آخه موبایلم را هم گرفته .از او پرسیدم مگر تلفن ندارید گفت چرا ولی اجازه تلفن زدن بهم نمی دهد. اوایل تلفنی با مادرم حرف میزدم ولی فهمید دعوای سختی با من کرد مادرم گفت عیب نداره گاهی من بهت زنگ می زنم . پدرم مریض است دلم میخواهد بروم او را ببینم ولی اجازه نمی دهد از غصه دارم دق میکنم .

-منشی اطلاع داد که مشاوره تلفنی دارم .تلفن را برداشتم دختر جوانی پشت خط بود .پرسیدم از کجا زنگ میزنی گفت از اندیشه کرج . عزیزم مشکلت چیست ؟ گفت:” دوسال است که ازدواج کردم.زمانی که عقد می کردیم من سال دوم دانشگاه بودم . اولش مخالفتی با درس خوندنم نداشت ولی به محض انکه رفتیم زیر یک سقف دیگه اجازه نداد برم دانشگاه. شوهرم صبح زود از خانه بیرون می ره و آخر شب می آید . مادر شوهرم طبقه پایین می شینه . اجازه ندارم تنها بیرون برم .همه جا باید با مادر شوهرم برم ،به من پول نمی دهد ،هر چه میخواهم باید به مادرش بگویم تا برایم بخرد . هفته پیش مادرش رفته بود میهمانی صبح با کمر درد از خواب بیدار شدم نیاز به لوازم بهداشتی و قرص مسکن داشتم هر چی بهش زنگ زدم گفت صبر کن شب سر راهم برایت میخرم آن روز بود که پی به بدبختی و بیچارگی خودم بردم حتی یک 1000 تومنی در خانه نداشتم .
-حسین شوهر دوم شهناز است .از ازدواج اولش یک دختر 5 ساله دارد .من و حسین یک سال با هم دوست بودیم عاشقانه یکدیگر را دوست داشتیم او اصرار به ازدواج داشت ولی من به خاطر دخترم قبول نمی کردم و می گفت دخترم را مثل چشام دوست دارم . خیلی بهش محبت می کرد هر وقت او را می دید بغلش می کرد بوسش می کرد و برایش اسباب بازی می خرید . دیدم خیلی دوستش داره و بالاخره موافقت کردم که باهاش ازدواج کنم . بعد از ازدواج کلا اخلاقش عوض شد هر وقت دخترم می آمد و بغلم می کرد و من او را می بوسیدم می دیدم حسین اخلاقش عوض می شه و بهش حسادت می کنه . از بیرون که می آمد از دخترم می خواست براش آب بیاره و سر سفره مرتب بلندش می کرد اگر دیر می جنبید سرش داد می کشید بهش فحش می داد .اخیرا برای تنبیه او را به اتاق انباری می اندازه و به گریه هاش توجه نمی کنه .می گه که باید تربیت بشه. او می دونه که دخترم را بیشتراز جانم دوست دارم .هر وقت بخواد اذیتم کنه دست به آزار دخترم می زنه .

خشونت علیه زنان به معنای اعمال هر رفتار خشن وابسته به جنسیت است که موجب آسیب شده و یا با احتمال آسیب جنسی ، جسمی و روانی و ضرر یا رنج زنان همراه باشد . چنین رفتاری می تواند با تهدید , اجبار و یا سلب مطلق اختیار و آزادی ،در جمع و یا در خفا رخ دهد . موارد فوق نمونه هایی از خشونت علیه زنان است که همه روزه شاهد آن هستیم و مشکلاتی است که توسط مراجعین ما مطرح می شود.
خشونت جسمی و جنسی و روانی و عاطفی اعمال شده یا نادیده گرفته شده نیازهای اولیه انسانی که از سوی خانواده ها ، جامعه و دولت ها که در هر کجا رخ دهد زنان، بزرگترین قربانیان آن هستند و استقلال زنان را از بین می برد، از قدرت آنها به عنوان فرد و عضوی موثر در خانواده و جامعه می کاهد و از دلایل عمده بیماری و مرگ و میر زنان می باشد.
همچنین خشونت علیه زنان به صورت های ذیل از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد :
1- پسرانی که در دوران کودکی شاهد خشونت علیه مادرشان هستند ، در دوران بزرگسالی برای حل اختلافات خود ، بیشتر از سایر پسران به خشونت روی می آورند .
2- دخترانی که شاهد خشونت علیه مادرانشان بوده اند ، نسبت به سایر دختران با احتمال بیشتری ، قربانی خشونت شوهران خود می شوند.
3- خشونت علیه زنان ، مادام العمر است و در تمام عمر ( پیش از تولد ، کودکی، نوجوانی ، جوانی ، بزرگسالی و سالخوردگی ) با هدف ایجاد تغییر در زنان به عنوان ابزاری برای تداوم و تقویت فرمان بری زنان از مردان ادامه می یابد .
خشونت خانگی یا خشونت علیه زنان در خانواده ها ، شایع ترین شکل خشونت علیه زنان است و احتمال ضرب و جرح و قتل زنان به دست همسران شان بیش از احتمال وقوع چنین حوادثی از سوی سایرین در مورد آنان است . طبیعت خشونت علیه زنان در خانواده ها به گونه ای است که به سرعت تبدیل به عذابی برای خانواده می شود . عدم امکان پیش بینی تهاجم های خانگی و نامانوس بودن آنها با روحیه و اخلاق زنان ، بر عذاب و شکنجه حاصل از چنین خشونت هایی می افزاید . امکان ادامه تهاجم های خانگی علیه زنان، از هفته ای به هفته دیگر و گاهی تا سالیان متمادی ( تا زمان مرگ زن ) وجود دارد . ممکن است آسیب های ناشی از خشونت خانگی بسیار جدی باشد و دامنه ای از انواع جراحت ها ، کوفتگی ها، شکستگی ها، و سوختگی ها تا معلولیت مزمن را در بر گیرد در خانواده های خشن ، امکان سوء استفاده از کودکان نیز افزایش می یابد و کودکان ، بارها در هنگام دفاع از مادرشان با خشونت مهاجم رو به رو می شوند .
ترجیح پسران بر دختران نیز یکی از انواع شایع خشونت خانگی است . بدین معنی که در بعضی خانواده ها امکانات تحصیلی ،تغذیه ای ،پوششی،تفریحی ، آزادی و …بیشتری در اختیار پسران قرار می دهند.
اکثر زنان قربانی خشونت جسمی از سوی همسران خود مورد خشونت فیزیکی قرارمی گیرند . خشونت جسمی از دلایل عمده بیماری و مرگ و میر زنان است . طبق اعترافات زنان قربانی، بدترین منظر ضرب و جرح فقط خشونت جسمی نیست ، بلکه عذاب روانی و زندگی توام با ترس و وحشت ناشی از آن است زنان قربانی معمولا خشونت جسمی را افشا نمی کنند . زیرا :
1- برخی از انان خود را به علت کوتاهی در انجام وظایفشان سزاوار ضرب و شتم می دانند .
2- عده ای از زنان می ترسند که اگر رفتارهای خشونت آمیزهمسرانشان را افشا کنند ،مردان اقدامات تلافی جویانه خشن بیشتری انجام دهند .
3- بعضی به دلیل شرمندگی و خجالت از موقعیت شان جلوی خانواده و دیگران از افشای آن میترسند .
4- بعضی دیگر به دلیل ترس از دست دادن فرزندان و موقعیتشان ، سکوت اختیار می کنند .
5- و عده زیادی بدلیل عدم حمایت خانواده شان راهی جز سکوت و تحمل این خشونتها پیش رو ندارند
خشونت روانی یا احساسی ، شامل سوءاستفاده مداوم، اذیت و آزار ، تهدید و محرومیت از استقلال فردی ، فیزیکی و مالی است .برای عده ای زنان ، سوء استفاده احساسی ناشی از توهین مداوم و حکومت مستنبدانه شوهرانشان ، دردناک تر از خشونت جسمی است ، زیرا چنین رفتارهایی ، اعتماد به نفس و خود باوری زنان را کاهش می دهد .
آگاهی از انواع خشونت و حقوق انسانی و مدنی و توانمندسازی زنان به لحاظ شخصیتی و اقتصادی منجربه خودباوری و اعتماد به نفس زنان خواهد شد .