درمان مشترک خشونت زناشویی

درمان مشترک خشونت زناشویی

اینکه درمان مشترک برای زوج‌هایی که مورد خشونت بدنی قرار گرفته‌اند، یک مداخله مناسب است یا نه ، جای بحث دارد. گروهی از کارشناسان معتقدند که درمان مشترک زوج‌های آسیب دیده اصلا مناسب نیست. از طرفی نیز کارشناسان دیگر از جمله خود ما در پی آن هستیم تا این قبیل مداخلات را با احتیاط کامل به کار بندیم ضمن آن که از این اقدامات بهره بالینی ببریم. پس با ما در این مقاله همراه باشید

اینکه درمان مشترک برای زوج‌هایی که مورد خشونت بدنی قرار گرفته‌اند، یک مداخله مناسب است یا نه ، جای بحث دارد. گروهی از کارشناسان معتقدند که درمان مشترک زوج‌های آسیب دیده اصلا مناسب نیست. از طرفی نیز کارشناسان دیگر از جمله خود ما در پی آن هستیم تا این قبیل مداخلات را با احتیاط کامل به کار بندیم ضمن آن که از این اقدامات بهره بالینی ببریم.

با وجود این اختلافات، تمام کارشناسان این حیطه در برخی موارد اتفاق نظر دارند:

  • با اینکه بسیاری از زوج‌هایی که مورد خشونت بدنی قرار گرفته‌اند برای زوج درمانی مراجع می‌کنند اما بیشتر آنها نمی‌خواهند در مورد آن صحبت کنند مگر اینکه درباره آنها صریحاً سؤالی پرسیده شود. بنابراین درمانگران مجبور هستند امکان و احتمال خشونت بدنی را در مورد هر زوج تشخیص دهند و برای این کار باید از روش‌هایی استفاده کنند که احتمال گزارش آزار را افزایش دهد (مثل سیاهه رفتاری) و نیز از روش هایی که امنیت زوج‌هایی را که در گذشته مورد خشونت بدنی قرار گرفته اند را تامین نماید .(مثل مصاحبه فردی)
  • زوج درمانی برای همه همسران آسیب دیده توصیه نمی‌شود و حتی در مورد بعضی از آنها نباید مورد استفاده قرار بگیرد، مثل مواردی که زن از شوهرش می‌ترسد و یا می‌خواهد از همسرش جدا شود و نیز وقتی که خطر مرگ وجود دارد.
  • حتی زمانی که به یک زوج آسیب دیده پیشنهاد می‌شود درمان مشترک را شروع کنند، درمان نباید به شکل سنتی باشد، بلکه حذف خشونت باید به عنوان یک هدف درمانی عمده در نظر گرفته شود و در عین حال شامل مداخلات اساسی برای کمک به همسران در جهت دستیابی به این هدف باشد (مثل مدیریت خشم).
  • زوج درمان‌گران باید از منابع آسیب و همچنین از محیط اجتکاعی زوج‌های آسیب دیده آگاه باشند (مثل اگاهی از برنامه مداخله در آسیب، تأمین پناهگاه و حمایت گروهی از زوج‌های آسیب دیده).
  • درمان‌گرانی که با زوج‌ها کار می‌کنند باید سعی کنند تا، به سرعت رشد ادبیات تحقیق، در خشونت زناشویی توجه کافی داشته باشند . نظر به اینکه فهم ما از رابطه خشونت آمیز، مدام در حال تغییر و توسعه است، این فصل از کتاب برای بررسی این موضوع طراحی شده است.
  • به این امید که درمانگران هنگام مشاوره با زوج‌ها نسبت به زوج‌های آسیب‌دیده و موضوعاتی که در این فصل مطرح شده است نظری اجمالی و پزوهش داشته باشند.

تحقیقاتی که برای بررسی سودمندی درمان مشترک روی زوج‌های پرخاشگر صورت گرفته باشد محدوداند که شاید این امر ناشی از این بحث باشد که آیا اصولا درمان مشترک رامی‌توان به چنین زوج‌هایی پیشنهاد کرد؟

اینکه هر دو همسر در جلسه درمان حضور داشته باشند و بر مسائلی مثل الگوهای ارتباطی، تمرکز کنند بسیار اهمیت دارد. زیرا امکان دارد این الگو ها دلالت بر این داشته باشد که هر دو همسر در خشونت شوهر نقش دارند و به نوعی فرد قربانی را مقصر بداند. مهمتر آنکه ممکن است زن از میزان خشونتی که متحمل می‌شود با صداقت صحبت نکند و ترس او و تمایلش به پایان دادن به به زندگی مشترک، می‌تواند عاملی باشد تا زن روراست نباشد (مثلا ممکن است از اینکه اگر درباره این موضوع صحبت کند از سوی شوهرش مورد خشونت بیشتری واقع شود بترسد). همچنین بیان مشکلات ارتباطی ممکن است خشم و تعارض زناشویی را افزایش دهد با اینکه بسیاری مواقع این درمان، خطر خشونت شوهر را کاهش داده است.

در مقابل، درمان مشترک مزیت‌های بالقوه‌ای دارد. یکی از آنها توانایی رسیدن به تصویر دقیق‌تری از خشونت است (توضیح اینکه زن و شوهر اغلب گزارش‌های نسبتا متفاوتی را ارائه می‌کنند). به علاوه اینکه درمانگر مطمئن می‌شود که هر دو همسر  منظور وی را از خشونت درک کرده‌اند و با فنونی مورد استفاده قرار خواهد گرفت آشنا می‌شوند. در چنین درمانی بعضی مداخلات زمانی که هر دو همسر برای شنیدن روش درمان و توضیح اصول حضور داشته باشند، بسیار موفقیت آمیز خواهد بود (مثلا هر دو همسر بدانند که یک وقفه مناسب حین تعارض و درگیری چیست) و گاهی اوقات که شوهر برای درامن کم علاقه است، اگر با همسرش به چیزهایی که درمان‌گر می‌گوید گوش دهد، نمی‌تواند سو استفاده‌اش را بیشتر کند ( مثلا نمی‌تواند به خانه برود و بگوید: “درمان‌گر به من گفته من خشن نیستم، تو باید غرولند کردن درباره رفتار من را تمام کنی”).

درمان مشترک به زوج‌ها کمک می‌کند تا بحث‌های بی‌نتیجه را تا جلسه درمان به تعویق بیاندازند ‌‌و این امر باعث می‌شود تا زمانی که برای هدایت و تعدیل این بحث‌ها کارآمد مجرب می‌شوند، از زیاد شدن جر و بحث‌ها در خانه جلوگیری می‌کند . برای بکارگیری درمان مشترک، مبانی نظری خاصی وجود دارد. خشونت بدنی اغلب در یک زمینه و بافت جر و بحث بین همسران به وجود می‌آید. بنابراین درمان مشترک با کاهش ارتباط منفی به وسیله تغییر الگوهای ارتباطی که خشونت را پیش‌بینی می‌کنند می‌تواند منجر به کاهش خشونت شود. همچنین نظر به اینکه بسیاری از زن و شوهرها که برای زوج درمانی مراجعه کرده‌اند، خشونت غیر مستقیم را تجربه کرده‌اند و میزان دفاع از خود در این موارد کم‌تر از 20% است. هر دو همسر می‌توانند از طریق یادگیری مهار کردن خشونت بدنی بهره زیادی ببرند. با اینکه خشونت شوهران عمدتا می‌تواند اثرات جسمی و روانی شدیدی به همراه داشته باشد، زنانی که خواهان زوج درمانی هستند سطح شدیدی از خشونت را تجربه نکرده‌اند و نیز هیچ کدام از آنها از شرکت کردن در جلسه درامن همراه با شوهرانشان هراسی نداشته‌اند. در واقع در بسیاری از این موارد این زن‌ها خواهان درمان مشترک هستند و می‌خواهند به زندگی مشترک ادامه دهند و در روابطشان باقی بمانند. ویژگی زوجی که دارای شرایط مطلوب برای تحقیق بودند شامل این بود که در طول مصاحبه فردی زن نشان می‌داد که می‌خواهد به زندگی‌اش ادامه دهد و از اینکه شوهرش می‌داند که او این خشونت را با مشاور در میان گذاشته، از سوی شوهرش احساس خطر نکند. به علاوه شوهر نباید هیچ نشانه‌ای از روان پریشی، آسیب و ضربه جدی مغزی، اختلال ضد اجتماعی یا سوء مصرف مواد که درمان نشده باشد، از خود نشان دهد. پذیرش مشاور به زنان در ساختن طرح ایمنی فردی کمک می‌کند و برای آنها درباره منابع اجتماعی مخصوص زنان آسیب دیده اطلاعاتی فراهم می‌کند. ا-لری و همکاران در 1999 تحقیقی را هدایت کردند که زوج درمانی به عنوان یک موقعیت درمانی برای تأمین ایمنی زنان. تنها زوج‌هایی دراین تحقیق مورد مطالعه قرار می‌گرفتند که ملاک‌هایی به این شرح داشته باشند:

زنان آسیب‌های جدی که نیاز به مراقبت‌های بالینی دارد را گزارش نکنند، در طول مصاحبه محرمانه هنگام شرح وقایع احساس راحتی کنند، از زندگی با شوهرانشان نترسند و درمان مشترک را انتخاب کرده باشند.

شوهران نیز واجد نشانه‌های وابستگی به الکل، نشانه‌های روان پریشی و آسیب و ضربه جدی مغزی، اختلال ضد اجتماعی یا دارای سوء مصرف مواد نباشند.

شما می توانید در مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره مهر از نقطه نظرات کارشناسان و متخصصین مجموعه در این حوزه بهره مند شوید.

منبع / نویسنده: دکتر افسانه وکیلی، مشاور خانواده