هم نشینی عاشقانه

هم نشینی عاشقانه

مفید ترین راه ها برای برقراری ارتباط با کسی که دوستش دارید آنهایی هستند که واقعا سبب نزدیکی، درک و پذیرش بیشتر گردند. این بدان معناست که ارتباط درست بر پایه احترام، گشادگی و اعتماد دو طرفه مبتنی است . آنچه که در گفتگو اهمیت دارد

هم نشینی عاشقانه

مفید ترین راه ها برای برقراری ارتباط با کسی که دوستش دارید آنهایی هستند که واقعا سبب نزدیکی، درک و پذیرش بیشتر گردند.

این بدان معناست که ارتباط درست بر پایه احترام، گشادگی و اعتماد دو طرفه مبتنی است .

انچه که در گفتگو اهمیت دارد رفتار و شکل وضعیت بدنی است که در حین ارتباط ( گفتن یا شنیدن) گرفته می‌شود.مثلا در نظر بگیرید چه بسا ما در حالی با شریک عاطفی خود گفتگو می‌کنیم که نمی توانیم حرکات اجزاء صورت و اشارات بدن او را ببینیم یا هر گونه تماس فیزیکی با او داشته باشیم چون فرد مقابل در حال رانندگی،آشپزی، صحبت با تلفن، کار با رایانه،مطالعه روزانه یا مجله یا حتی صحبت از اتاق مجاور است. در دنیایی که در آن میلیون‌ها پیامک از طریق تلفن همراه به طور مرتب رد و بدل می‌شود که البته از دیدگاه انتقال اطلاعات بسیار ارزشمند است، ممکن است تجربیاتی اندک از تبادل به معنای واقعی که نیازمند حضور داشتن در کامل لحظه و با تمام حواس است داشته باشیم .

برای تبادلاتی که فقط در بازخورد اطلاعات خلاصه نمی‌شود به خصوص وقتی که درک کامل یکدیگر، نشان دادن نگرانی‌ها و احترام حیاتی است، قرار گرفتن در وضعیت هم نشینی عاشقانه بسیار اهمیت دارد .

گاهش مشغله‌های کاری درسی و سایر اتفاقات ما را فرسنگ‌ها از هم جدا می‌کند در حالی که چاره‌ای هم نیست . در آن موقعیت‌ها هنوز می‌توانیم تمام تلاش خود را برای حضور کامل در کنار هم، منفک نمودن خود از حواس پرتی‌ها و استفاده از مهارت‌های گفتاری و شنیداری به کار ببریم .

وقتی قادرید خودتان با یکدیگر بگویید و بشنوید، برای داشتن مکالمه‌ای معنی دار مهم است که با تمرکز ویژه روی یکدیگر بدون از دست دادن آن در حالت هم‌نشینی عاشقانه آغاز کنید .

همان طور که در تصاویر زیر نشان داده شده است، وضعیت هم‌نشینی عاشقانه به معنی هم‌نشینی نزدیک در مقابل یکدیگر است طوری که بتوانید ارتباط چشمی،تماس زانوها و حتی گرفتن دست‌ها را حفظ کنید به گونه‌ای که برای هر دو طرف راحت باشد و قرار گرفتن در این وضعیت به معنی صحبت کردن از طرف خود در عین داشتن همدلی و نگران بودن برای دیگری و استفاده از مجموعه دانسته‌ها، تجربیات و منابعتان برای یافتن راه حل چالش روبروی شماست .

تکنیک به اشتراک گذاشتن افکار

نیمی از هر رابطه‌ای بستگی به این دارد که فرستنده پیام یا گوینده چگونه اطلاعاتی ( شامل مفاهیم، احساسات، توقعات و نیازها ) را که ممکن است به موضوع تبادل مربوط باشد منتقل می‌کند.  اما ارتباط فرآیندی دو طرفه است . هر دو نفر مسئولیتی برابر را برای کسب اطمینان از وضوح پیام‌های ارسال شده و دریافت شده می پذیرند .

فرآیند خطرپذیری، مشارکت و یادگیری جالب و مورد نیاز است . اما این بدان معنی نیست که گفتگو باید رقابتی برای تبادل یک طرف باشد . به همان اندازه که اطلاعات واقعی که رد و بدل و بررسی می‌شود و به تقویت رابطه و بهبود وضعیت کمک می‌کند، دو طرف “برنده” هستند . در روابط عاطفی اگر این رخ ندهد همه بازنده‌اند .

پس هر دو طرف واقعا باید بخواهند اطلاعات را ارسال و دریافت کنند و هر دو باید تمام خود را برای تبادل دقیق پیام‌های صادقانه با منش،اهنگ صدا، نحوه بیان، اشارات و حرکات بدن و انتخاب واژه‌ها به کار ببندند.

باید براستی بخواهند تجربیات ،احساسات و نیازهای طرف مقابل چیست. اگر بخواهند، این به طور اجتناب ناپذیری در رفتارشان بازتاب خواهد داشت . در نگرانی‌شان برای طرف مقابل، در احترامی که به واسطه توجه به مطالب گفته شده او می گذراند، نوعی که به شنیده هايشان باز خورد می دهند و درباره ان قضاوت می‌کنند، طوری که از گفته های او به عنوان ابزار و نه اسلحه استفاده می‌کنند، نحوه‌ای که به تفاوت‌ها به دور از حس مورد توهین قرار گرفتن و بدون ترس و واهمه احترام می‌گذارند و به طور خلاصه به هر گونه‌ای که حرمت و عزت و اعتماد بنیان نهاده شده را در خود و شریک‌شان انعکاس می‌دهند. خوشبختانه یک روش ساده و منطقی برای دستیابی به همه این اهداف وجود دارد که از طریق تکنیک به اشتراک گذاشتن افکار یا ” گوش دادن همدلانه “میسر می‌گردد .

ما به ندرت به سخنان کسی گوش می‌دهیم به جز به یک دلیل خودمحورانه : به کسی گوش می‌دهیم که در صحبت‌هایش فایده‌ای ( فروش فوق العاده،یک رستوران جدرد در نزدیکی محل زندگی یا یک فیلم سرگرم کننده ) برای ما باشد . به چیزی گوش می‌دهیم که توانایی انجام کار مورد علاقه یا مهارتی را در ما بهبود دهد.( دستور جدید تهیه غذای برنامه آشپزی تلویزیون ) ، تملقی که اعتماد به نفس مارا بالا ببرد و با عقاید ما همخوانی داشته باشد، به دنبال فرصتی می‌گردیم تا به میان مکالمه‌ای که موضوع ان با نظرات ما هماهنگ است بپریم. این طبیعی است . در واقع نسل بشر اگر کاملا خود محور نبود دوامی نمی‌داشت . اما این رویه نوع همدلانه گوش کردن را که کمک می‌کند معنی حرف‌های گوینده را کاملا درک کنیم برتری نمی‌دهد زیرا که با منافع خود محورانه ما در تضاد است .

آن نوع از گوش دادن مستلزم تمرکز بر روی گوینده به میزانی است که به طور مجازی سایر عدم تمرکز ها را نابود کند و از ذهن و دل گوینده به اندازه کلمات او با خیر باشد . این یعنی خود را به جای متکلم بگذارید تا کاملا”

  • بیابید که چرا موضوع برای گوینده مهم است .
  • چرا گوینده از این کلمه خاص استفاده کرده است .
  • احساس گوینده در وضعیت، حس و حال و مسئولیتی که شرح می‌دهد را تصور کنید .
  • آنچه که در چشم گوینده به نظر می‌رسید و پیام‌هایی که گوینده از شما بر می‌چیند را ترسیم کنید .

در این صورت شما شروع به دریافت درکی از رابطه بین آنچه که گفته شده و آنچه که در درون ذهن گوینده است خواهید کرد .

همه ما دارای ظرفیتی برای شنیدن با این روش هستیم، اما تا زمانی که آن را برای مدتی به کار نبندیم ممکن است تلاش زیادی هم باشد . نتایج بدست آمده به مشقات می‌ارزند اگر :

  • فقط به شنیدن بسنده نکنید. چون به تمام سر نخ‌ها و علائم توجه می‌کنید قدرت درک شما به طور نا محدود دقیق‌تر می‌شود.
  • این واقعیت که شما برای گوش دادن خوب تلاش می‌کنید،در هزاران روش ماهرانه‌ای که قابل برنامه‌ریزی از پیش یا بازسازی نیستند نشان داده می‌شود . آهنگ و زیر و بم هر ” آهان ” گفتن، زمانبندی و تفاوت در هر سر تکان دادن، لبخند، بالابردن ابرو و واژه گذاری هر سئوال یا نظر به گوینده این حس را می دهد که واقعا احساسات و منظور او را درک کرده‌اید .
  • از آنجایی که هیچ چیز مهربانانه‌تر و متملقانه‌تر از حس شنیده شدن نیست، گوینده نمی‌تواند در مقابل نیاز به پاسخگوتر بودن و صادق‌تر بودن در شکل دهی و بیان افکار خود مقاومت کند .
  • و از آنجایی که حس شنیده شدن بسیار دلپذیر است، از گوینده بسیار بعید است که در هنگامی که نوبت صحبت شماست از شما روی برگرداند .

مکالمه واقعی یک مشارکت و همنوازی است نه یک رقابت . همیشه تیغ استاد‌ترین سخنوران وقتی گوش شنوایی نیست کند است . فردی معمولی که چندان از بلاغت کلام بهره‌ای ندارد، هنگامی که با گوش دادن خوب تقویت ، تهییج و تحریک شود می‌تواند اعماق تازه‌ای از احساس و قدرت بیان را هویدا سازد .

صمیمیت نمی‌تواند بدون این ارتباط رشد کند و برای این نوع از ارتباط باید دو طرف کار کنند . وقتی یک طرف با اطمینان کردن به طرف مقابل و برملاساختن مکنونات خود خطر می‌کند ، دیگری باید احترام واقعی خود را  با گوش دادن با حداکثر ظرفیت خود نشان دهد . در چنین عملکردی، دو طرف اعتماد و احترام خود را برای یکدیگر نه صرفا وانمود بلکه نشان می‌دهند. همچنانکه دو طرف با نکته‌های ریز و پیچیدگی‌های یکدیگر آشنا می‌شوند، از ارتکاب اشتباه مشترک درباره پیش داروی کردن در مورد افکار و منظور‌ها خواسته‌ها و همچنین داوری کردن درباره احساسات و باورهای طرف مقابل باز می‌مانند.

هر دو طرف نیازمند داشتن توانایی برای شناخت،درک و مقابله فعال با تفاوت‌هایی که بینشان وجود دارد هستند و از آنجا که می‌توانند یاد بگیرند چگونه این تفاوت‌ها را به فرصتی برای رشد دوسویه، گرامی داشتن یکدیگر و افتخار به جای ترس و جدایی تبدیل نمایند .

البته یکی از فوائد ارتباط واقعی این است که هر یک از طرفین با واقعیت‌های طرف مقابل روبه روست نه ظاهری که به طور غیر واقعی مؤدبانه است و از آنجایی که قرار نیست دونفر دقیقا خواسته‌ها ،نیازها، ارزش‌ها و باورهای یکسان داشته باشند، تفاوت‌های مشخص احتمالا منجر به ایجاد اختلاف می‌شود . برخی اختلافات با سازگاری و مصالحه قابل حل هستندو برخی نیازمند شناخت بالغانه این امر هستند که دو طرف در یک زمینه به خصوص می‌توانند اهداف متفاوتی را دنبال کنند بدون اینکه به رابطه صدمه بزنند. عده کمی ممکن است اجازه ندهند که هم مصالحه کنند و هم راه خود را جدا کنند که مناسب‌تر با استفاده از تکنیک‌های آمیخته شده رفتاری و مجموعه تکنیک‌های اختلاف بدون دشمنی مشکل را مرتفع نمود.

 

برای انجام تکنیم باید به نحوه زیر عمل نمایید :

  • با هم‌نشینی روبروی هم شروع کنید طوری که بتوانید ارتباط چشمی داشته و زانوها و دستهایتان طوری با هم در تماس باشند تا از هر عاملی که تمرکز شما را روی یکدیگر بر هم بزند برحذر باشید .
  • گوینده آنچه را که باید بگوید را با عباراتی که به اندازه کافی کوتاه است بیان می‌نماید تا شنونده بتواند هر قسمت را بدون کم و زیاد کردن و تغییر دادن تکرار کند و یا با گفتن کلماتی که نشان دهد سخن گوینده کاملا درک شده است را پاسخ دهد.
  • اگر آنچه که تکرار شده است درست باشد، شنونده صحت آن را تائید نموده و کار را ادامه می‌دهد .
  • اگر درست نیست، یا منظور سخنگو را ابراز نمی‌کند، شنونده انچه را قبلا گفته بازگویی می‌کند و دوباره بازخورد می‌خواهد.

 

  • مرحله قبل را آنقدر تکرار کنید که گوینده احساس کند درک شده است .
  • سپس گوینده با اشارات و حرکات بدنی مانند در آغوش گرفتن و یا لمس بدنی از همراهی شنونده سپاسگزاری می‌کند.

روند انجام تمرین را با این جمله آغاز کنید : ” یه چیزی را که فکر کنم در مورد من درست باشه و تو شاید ندونی اینه که ……”

به خصوص وقتی که هنوز در حال  یادگیری تکنیک هستید مراقب باشید کلامی بر زبان نیاورید که برای شنونده تهدید کننده باشد .

چند نکته اجرای بهتر تکنیک :

  • وقتی نوبت صحبت شماست، واضح و دقیق باشید و پیش از آنکه به شنونده اجازه انعکاس بدهید، فقط یک جمله با پاراگراف بگوئید . اگر آنچه که باید بگوئید گیج شده‌اید ، چند لحظه صبر کنید، در خود تامل کنید و تکلیف خود را مشخص کنید که چه پیامی می‌خواهید ارسال یا دریافت کنید . اگر شنونده از شما خواست مطلب را تکرار کنید، آن را با نهایت دقت ممکن تکرار کنید و آنچه را که گفته‌اید در پروسه تکرار تغییر ندهید .
  • اگر شما شنونده‌اید و گوینده زیاد حرف می‌زند طوری که در ذهن شما باقی نمی ماند ، دقیقا به او بگویید . شنونده باید دقیقا همان کلماتی که گوینده استفاده کرده است را بگوید . استفاده از عبارات خود برای گفتن چیزی که برداشت شما از سخنان گوینده بوده ترجمان شماست و ممکن است این احساس را در شنونده باقی بگذارد که چیزی که شما تکرار کرده‌اید کاملا آن چیزی نیست که گفته شده یا منظور نظر بوده است.
  • در ابتدا این فرآیند می‌تواند برای کسانی که عادت به مکالمه‌هایی دارند که در آنها از موضوع بحث به سرعت تغییر می‌کند کند و کسل کننده و طاقت فرسا باشد؛ شاید چون افکار و احساسات خود شما مزاحم هستند. پس بخواهید آنچه را گفته‌اند تکرار کنند. وقتی گوینده همه چیزی را که می‌خواست بگوید به پایان رساند، همدلی خود را با آنچه که شنیده‌اید نشان دهید. تائید کنید که منظو گوینده را درک نموده‌اید . مثلا بگوئید :

” می‌فهمم چی می‌گی……………”

” می‌بینم که ……………..”

” این یعنی این که ……………………”

  • در خاتمه از گوش دادن شریکتان تشکر کنید :

“ممنون که به حرف‌های من در مورد …………. گوش کردی . کامل احساس کردم داشتی خوب گوش می‌دادی .”

دستانش را نوازش کنید، او را در آغوش بگیرید با دیگر تماس فیزیکی را بر قرار کنید،سپس،نقش‌ها را جا به جا کنید و بگذارید شنونده این بار گوینده شود.

تمرین راهنمای مکالمه

با کاربرد مهارت‌ها برای فرد،شخص به عنوان گوینده با آشنایی با رفتارها و اعمال ویژه‌ای که سبب ایجاد ناراحتی می‌گردد شروع می‌کند.

گوینده با گفتن اینکه : ” من متوجه هستم که ……………….”آغاز می‌کند و جمله را با بیان هر چه که احساس نگرانی را رها می‌کند ادامه می‌دهد و با چرخاندن فرمان مکالمه در جهت عکس و کامل کردن قسمت اول جمله با عبارتی که پاسخگوی وضعیت باشد به پایان می‌رساند . فقط باید در مورد یک موضوع بحث شود. پس از هر عبارت آغاز کننده جمله، گوینده شنونده را از اندیشیدن درباره آنچه گفته شده است باز می‌دارد ، و شنونده آنچه که شنیده شده است را تکرار می‌کند. این کار گوینده را مطمئن می‌سازد که اطلاعات منتقل شده به خوبی شنیده شده است .

گاهی،هنگامی که شنونده  آنچه را که گوش داده است تکرار می‌کند، گوینده متوجه می‌شود آنچه که شنیده چیزی نیست که گفته یا شاید منظور او بوده است . در این صورت ، گوینده به عبارت شروع کننده جمله خود بازگشته و آن‌را تکرار می‌کند یا ……

پیش از شروع شاید بهتر باشد در مورد اینکه چطور عبارت شروع کننده جمله را ادامه دهید خوب فکر کنید یا آنها را بنویسید . فراموش نکنید باید روی یک موضوع خواص تمرکز کنید. از کلی گویی، مبهم گویی و مبالغه بپرهیزید.

همچنین بهتر است اطمینان حاصل کنید از مهارت‌ها صحبت کردن و گوش دادن درست به بهترین نحو استفاده می‌کنید.در ذهنتان مشخص کنید از چه زاویه‌ای می‌خواهید تکنیک را ببینید که به شما در تحقق اهداف رابطه‌تان کمک کند. قبل از آغاز،مطمئن شوید که همه چیز از نیت خیرخواهانه شما برمی‌آید . این شامل اهمیت دادن  به طرف مقابل،برقراری ارتباط ، پذیرا بودن برای ایجاد تغییرات و داشتن و داشتن تعهد می‌شود.

به عنوان مثال برای رویارویی با یک رفتار مشخص، باید از جملاتی مثل :

  • من متوجه شدم که دیشب چند ساعت دیرتر از همیشه اومدی خونه بدون اینکه قبلش به من خبر بدی.”

استفاده کنید . در تمام مدت زمان پیاده سازی تکنیک باید دقیقا روی یک رفتار باقی بمانید. اگر می‌خواهید در مورد رفتارهای دیگری درد دل کنید، همین روش را برای موضوعات دیگر می‌توانید به کار ببندید. ولی الان فقط و فقط یک موضوع! در سرتاسر تمرین پیام‌های حسن نیت خود را به طرف مقابل بفرستید :

  • فکر کنم معنیش اینه که ………………………………………………………………..”
  • به نظر من .……………………………………………………………………………”

بعد باید ارتباط نگرانی خودتان را با رفتاری که از طرف مقابل سر زده است بیان کنید :

  • ” می‌ترسم که ……………………………………………………………………..”
  • ” این منو اذیت می‌کنه که .………………………………………………………………..”

یا :

  • اگه دفعه قبل یادت باشه ……………………………………………………..”

مثال‌ها :

1.

  • من متوجه شدم که تو راجع به اضافه وزن من با شوخی و خنده حرف می‌زنی ، مثل اینکه به من گفتی تپلی. دیروز جلو مادرم و بچه‌ها بهم گفتی می‌دونم این کیکی که می‌خورم چند گرم به وزنم می‌کنه؟
  • من متوجه شدم هر وقت می‌خوام یه کم با هم باشیم تو میگی سرت شلوغه یا خسته‌ای .مثلا چند روز پیش من برای خودمون شام درست کرده بودم، بعدش مجبور شدی چند تا تلفن کاری بزنی ، بعدشم که پسرمون زنگ زد باز تو باید یک ساعت باهاش حرف می‌زدی و وقتی خواستیم بخوابیم دیگه دیر وقت شده بود. “

2.

  • فکر کنم معنیش اینه که تو از ظاهر من خوشت نمیاد . من به نظر جذاب نیستم و از هیکل من خجالت می‌کشی . “
  • فکر کنم معنیش اینه که تو خیلی خیلی گرفتاری و نمی تونی زمان رو جوری مدیریت کنی که یه کمم برای من وقت بذاری . “

3 .

  • چیزی که منو عصبانی می‌کنه اینه که تو اینو جلوی مادرم و بچه‌ها گفتی . وقتی بچه بودم مادرم همیشه به خاطر اینکه چاق بودم بهم سرکوت می‌زد و اگه کس دیگه‌ای دوباره این حرفا رو بهم بزنه قاطی می‌کنم .”
  • ” چیزی که منو عصبانی می‌کنه اینه که ما با هم بهمون خیلی خوش می‌گذشت . تو خیلی خوشگل و جذاب و با حالی . من می‌ترسم این اوقات خوب تموم بشه و بعدها تو بابتش غبطه بخوری .”
  • ” چیزی که منو اذیت می‌کنه اینه که چقدر خود آگاهی من نسبت به بدنم وقتی که لختم و فاصله ای که از نظر تماس جنسی پیدا کردیم بیشتر شده .”
  • ” چیزی که منو اذیت می‌کنه اینه که احساس تنهایی و نیاز جنسی می‌کنم درت من مثل بچه‌ای که پیر و مادرش طردش می‌کنند چون سرشون خیلی شلوغه .”
  • چیزی که منو می‌ترسونه اینه که این جریان هیچ وقت تغییر نکنه. میفهمم که نکته اینه که موفق بشیم وقت آزاد بیشتری داشته باشیم . من نگران عمری هستم که داره می‌گذره و ما نمی‌تونیم ازش لذت ببریم .”

4 .

  • چیزی که من واقعادلم می‌خواد اینه که اگر مشکلی با تغذیه من داری باید خصوصی با من حرف بزنی، من واقعا می‌خوام جلوی مادرم و بچه ها راجع به من مثبت حرف بزنی . فکر کنم خوشم بیاد اگه جلوی اونا راجع به هیکل من کلی تعریف کنی . “
  • چیزی که من واقعا دلم می‌خواد اینه که تو تلفناتو بذاری برای وقتی که من دارم کارمرتب کردن و نظافتو انجام می‌دم . چه بهتر اگه کلا بی‌خیال تلفن بشی و کمک کنی تمییز کاری اتاق پذیرایی رو تموم کنم و بعدش بپری بغلم . “

5 .

  • چیزی که ناراحت کننده است اینه که من خودم می‌دونم اضافه وزن دارم و وقتی میرم بیرون به سختی خودمو کنترل می‌کنم که چیزی نخورم . “
  • ” چیزی که ناراحت کننده ست اینه که نمی تونم اونقدر درآمد داشته باشم که لازم نباشه تو اینقدر کار کنی و ناراحت کننده‌تر در مورد وقتهایی‌که اینکه من به تو بی توجهی کردم. منم احساس کردم مسئولیتم در قبال تو برای برآورده کردن انتظارات برام در اولویت نبوده .”

6 .

  • چیزی که من در مورد خودم فهمیدم اینه که خیلی مهمه که در مورد خودم احساس خوبی داشته باشم تا بتونم همسر آرام و مسئولیت پذیری باشم و روی عادت‌های جدید خوردن و ورزش کردن کار کنم . واقعا من همیشه وقتی عکس زن‌های خوش اندام و سکسی رو می‌بینم سرخورده می‌شم و آخرش توی یه چاله ناامیدی می‌افتم که انگار دیگه هیچ امیدی نیست . “
  • چیزی که من در مورد خودم فهمیدم اینه که نمی‌تونم در لحظه‌ای که باید در مورد خواسته‌هام حرف بزنم. فقط می‌خوام تو خودم باشم و حرصتو دربیارم .”

7 .

  • کاری که من می‌تونم بکنم که مشگل حل بشه اینه که وقتی با مادرم بیرون می‌ریم یادت بندازم که هوامو داشته باشی و می‌خوام به یه جلسه گروه درمانی خانوما برم که بتونیم اونجا تو یه محیطی که ازم حمایت کنند راجع بهش گپ بزنیم .”
  • کاری که من می‌تونم بکنم که مشگل حل بشه اینه که از قبل یه برنامه به خصوص برای بعد از ظهر هامون بذاریم که با هم یه کارهایی بیرون از خونه انجام بدیم .”

8 .

” چیزی که من به خاطرش ازت ممنونم اینه که تو منو دوست داری و در مورد سلامتی من نگرانی و اینکه در مورد رعیت تغذیه درست و ورزش کردن مقید هستی .”

  • چیزی که من به خاطرش ازت ممنونم اینه که تو خیلی سختکوشی . ازت به خاطر زحماتی که می‌کشی ممنونم و خیلی خیلی ممنون که دور و برم هستی .”

9 .

  • کاری که از این به بعد می‌تونی بکنی اینه که هیچ وقت راجع به اضافه وزن من متلک نگی. به خصوص جلوی دیگران و علی الخصوص جلوی پدر و مادرم و بچه‌ها . اگر می‌خوای راجع به چاقی من حرف بزنی فقط باید تو جمع اینو بگی . هر دفعه که مادرم اینجاست می‌خوام حداقل یه بار یه تعریفی راجع به اندام و هیکل من بکنی.”
  • کاری که از این به بعد می‌تونی بکنی اینه که هر وقت قرار شد برای عصرها یه برنامه‌ای بذاریم ، قبلش بهم بگی که کاری هست که باید انجام بدی و چقدر طول می‌کشه . چون من دلم میخواهد حداقل سه روز در هفته از ساعت 06:00 دیگه موبایلت خاموش باشه .

10 .

  • فایده این کار برای رابطمون اینه که در مورد خودم حس بهتری دارم و از بودن در کنار تو احساس امنیت می‌کنم . این به من اعتماد به نفس میده که در خودم تغییرات مثبتی بدم بدون اینکه حس کنم این وظیفه‌ای که باید برای راضی کردن تو انجام بدم و وقتی که در مورد خودم حس بهتری دارم موقع عشقبازی راحت‌تر و گشاده‌رو تر می‌شم . “
  • فایده این کار برای رابطمون اینه که با هم لحظات لذت بخش و عاشقانه بیشتری داریم. تمرکز روی زمان فراغتمون باعث میشه مفید‌تر باشم. فکر کنم اگه این کارو انجام بدیم خوشحال‌تر، سالم‌ و شایدم پولدارتر بشیم. مهمترین چیز اینه که در طول هفته ارتباط بیشتری داریم و از هم دور نمی شیم.”
منبع / نویسنده: مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره مهر